ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمی شنوند...

چه تلخ است قصه ی عادت...

انگار من هم این روزها برات عادت شدم ... شایدم تو برام عادت شدی؟؟؟

اما وقتی به دلم رجوع میکنم ... تو برام عادی نشدی ... تکراری نشدی... هنوز دوست دارم مثل قبل ....

اما دیگه طاقت حرفهامو نداری... با هر حرفم ... میری سر خط ... خیلی راحته انگار تموم کردن ...

شاید ... شایدم برات راحت نباشه ... هرچی که هست میدونم منم مقصرم .. اما اینقدر مصمم به پایان نیستم مثل تو ... هرچی که هست میدونم این چیزی نیست که فقط یک طرف مقصر باشه .. چیزیه که از سمت هر دوی ماست ...

اما بدون اگر شکی تو دلت هست ... همون شک توی دل من هم هست ... همراه اون شک هزار هزار حرف نگفته است ....

اما فقط یه چیز رو خوب میدونم از روزی که تغییرات شروع شد ... منتظر یه جرقه هستی .. کوچکترین حرکت ... برای پایان این رابطه ... 


*******************

پ.ن: اگر دوست داشتنت عادت باشه من این عادت رو دوست دارم