اینکه دلم گرفته و نمی تونم دل بکنم

دلیل دلتنگی من، تنها فقط خود منم

تموم حرفامو باید فقط واسه تو بزنم
.
.
درگیر این دنیا شدم دنیای من محدود شد

وقتی فراموش کردمت، دار و ندارم دود شد
.
.
دوری من از تو فقط عذاب بی اندازه داشت

بی خبر از اینکه نگاهت منو تنها نمیذاشت
.
.
هر لحظه که فکر می کنم اینهمه از تو دور شدم
دوباره گریه ام می گیره، دلم میگیره از خودم
.
.
همهمه ی این روزگار منو به تنهایی سپرد

فکر زمین و آدماش، از دل من یاد تو برد
.
.
دوستت دارم دوست داشتنم مهمتر از جونه برام

این بدترین گناهه که از تو بجز تو رو بخوام
.
.
سخاوت دستای تو دنیامو میسازه هنوز

با این همه گناه من آغوش تو بازه هنوز

نمایش


این روزهــــایم به تظاهر می گذرد...

تظاهر به بی تفاوتی،

تظاهر به بی خیـــــالی،

به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست... اما . . .

چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش "

به رسم عاشقی هر دو شکستیم!




تو رو کجا گمِت کردم، بگو کجای این قصه
که حتی جوهر شعرم همینو از تو می پرسه
که چی شد اون همه رویا، همون قصری که می ساختیم
دارم حس می کنم شاید، من و تو عشقو نشناختیم
من و تو عشقو نشناختیم

میون قلبای امروزی ما، نمی دونم چرا نمیشه پل بست
مث دو ماهی افتاده بر خاک، به دور از چشم دریا رفتیم از دست

به لطف و حرمت خاطره هامون، نگو همیشه یاد من می مونی
که نه من مثل اون روزای دورم، نه تو دیگه برای من همونی
بذار جز این سکوت سرد لبهات، برام چیزی به یادگار نمونه
بذار تا نقطه ی پایان این عشق، مث اشکی بشینه روی گونه



تحمل می کنم غیبت ماهو، می دونم نیمه ی همدیگه هستیم
نشد پیدا بشیم تو متن قصه، به رسم عاشقی هر دو شکستیم!

میون قلبای امروزی ما نمی دونم چرا نمیشه پل بست
مث دو ماهی افتاده بر خاک، به دور از چشم دریا رفتیم از دست


سکوت

تمام تنم میلرزد...

از زخمهایی که خورده ام..!! از حرفهایی که شنیده ام!!!

من از دست رفته ام...شکسـ ــ ـ ـته ام

می فهمی؟؟

به انتهای بودنم رسیده ام

اما...!

اشــــــک نمیریزم

پنهان شده ام پشت

سکوتی که پر از درد است.....!!!!