پركن پياله را 

كه اين آب آتشين،

ديري است ره به حال خرابم نمي برد!


اين جامها 
كه در پي هم مي شود تهي، 
درياي آتش است كه ريزم به كام خويش!
گرداب مي ربايد و آبم نمي برد!

*****

من با سمند سركش و جادويي شراب 
تا بيكران عالم پندار رفته ام
تا دشت پر ستاره ی انديشه هاي ژرف،
تا مرز ناشناخته ی مرگ و زندگي،
تا كوچه باغ خاطره هاي گريز پای،
تا شهر يادها،

 

ديگر شراب هم، جز تا كنار بستر خوابم نمي برد!


پر كن پياله را!

*****

هان 
اي عقاب عشق! 
از اوج قله هاي مه آلوده دور دست 
پرواز كن!
به دشت غم انگيز عمر من 
آنجا ببر مرا كه شرابم نمي برد
آن بي ستاره ام كه عقابم نمي برد!

*****

در راه زندگي
با اين همه تلاش و تقلا و تشنگي 
با اين كه ناله ميكشم از دل
كه آب....،
آب.....،


ديگر فريب هم به سرابم نمي برد!


پر كن پياله را...!!!!!!!!


دلم برای خودم تنگ شده

این بار دلم

 براے خودم تنگ شده !!!

برای خنده های واقعی خودم دلم تنگ شده ... 

از این بغض همیشه همراه خسته ام ...

از  این سردرگمی کلافه ام ... 

از این افسردگی بیش از حد خسته ام ... 

کمک ......



اگه تو رو دوستت دارم خيلي زياد منو ببخش

اگه توئي اون كه فقط دلم ميخواد منو ببخش

منو ببخش، اگه شبا ستاره ها رو ميشمرم

منو ببخش اگه بهت خيلي ميگم دوست دارم

منو ببخش اگه برات سبد سبد گل ميچينم

منو ببخش اگه شبام فقط تو رو خواب ميبينم

منو ببخش اگه واسه چشاي تو خيلي كمم

تو يه فرشته اي و من اگه فقط يه آدمم

منو ببخش اگه برات ميميرم و زنده ميشم

اگه با ديوونگي هام پيش تو شرمنده ميشم

منو ببخش اگه همش ميسپارمت دست خدا

اگه پيش غريبه ها به جاي تو ميگم شما

منو ببخش...منو ببخش

 



میان چالشی از عشق و تردید....!!!


تو را به خدا، تردید مرا بکش....، به قدرت عشق!

ثابت کن به من و ....، راحتم کن! 


دقیقا نمی‌دونم کجایِ یک رابطه باید دل رو به دریا زد
نمی‌دونم مناسب‌ترین حرف ، مناسب‌ترین حرکت کی باید باشه
ولی‌ میدونم ، جلوی اتفاق رو نباید گرفت
گاهی‌ هم بهتره اتفاق رو جلو بیندازی
مثلاً وقت رفتنت که می‌شه
... یکباره برگردی بگی‌ دلم نمیخواد برم
وقت رفتنش که می‌شه
دستش رو بگیری بگی‌ دلم نمیخواد بری
وقتی‌ یکی‌ بهت میگه پیشم بمون
درنگ نکن ... پیشش بمون
وقتی‌ دلت می‌خواد پیشش بمونی‌ ... غرور نداشته باشی
دست‌هات رو حلقه کن دورش
بگو ... دوستت دارم ... دلم می‌خواد پیشت بمونم
...
بگذار اتفاقِ دوست داشتن هر چه زودتر بیفته ...
شاید نسلِ ما وقتِ زیادی برای عشق ورزیدن نداشته باشه
...

نیکی‌ فیروزکوهی

خسته ام

من تازه از درد برگشته ام؛ خسته ام . . .

نه تاب دلشکستگی در من است،

نه طاقت فریادهای بی منطق!!!!!!

 آرامشم را پس بیاور . . .

دوستت دارم

ماه را پهن می کنی زیر پاهایم !
ستاره را سنجاق می کنی به موهایم !
و…
تابستان نگاهم سوت می زند :
من
هنوز و همیشه
دوستت دارم

وقتی که من عاشق شدم!


 وقتی گریبان عدم با دست خلقت مي دريد
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید


وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید


من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی


یک آن شد این عاشق شدن، دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود


وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد

من بودم و چشمان تو، نه عاشقی و نه دلی 
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

 

بوسه هول هولکی

من شیفته ی آن بوسه ی هول هولکی ام
که دیرت شده اما
از خیرش نمی گذری

به سلامتیت :*

دلتنگی

خیلی سختِ نگه داشتن بغض پشت تلفن . . .!
مخصوصاً وقتی که میخوای نفهمه . . .
هی قو...رتش میدی . . .هی . .
اما آخرم چیکه چیکه اشکات گونه ها تو خیس میکنه!
اون موقع اس که یهو تلفنُ قطع مکنی. . .
بعدشم میگی خودش قطع شد!
 
خب دلم تنگه!!!!!!!!!!! چه جوری بگم؟؟؟؟