|
|
|
|
|
به نام حق
امروز بيشتر وقتم رو صرف پيدا كردن دوستان جديد وبلاگي كردم تا بتونم لينك وبلاگم رو بهشون بدم ... از دوستايي كه اين وبلاگ رو ميخونن تقاضا دارم ، وبلاگ من رو به دوستهاي وبلاگي شون معرفي كنند ... شايد اينجوري سريع تر يه گروه صميمي راه بندازيم :) ... ممنونم ... قصد دارم از اين به بعد توي وبلاگم يه بخشي درست كنم به نام عرفان ادبي ( راستش براي اسمش هنوز تصميم قطعي نگرفتم اگه پيشنهاد بدين خوشحال ميشم :) ) كه در اين قسمت ، متن هاي زيباي ادبي و آثار خوب نويسندگان مختلف رو توش بنويسم ... اميدوارم بتونيم از اين قسمت لذت ببريم ... ... براي پست امروز ميخوام از كتاب نامه هاي سرگردان ( اثر « كاراپت دردريان » معروف به « كارو » ) براتون بنويسم ... چون كارو به مسائل روز ( سياسي و فرهنگي و اجتماعي) توجه زيادي كرده و در حقيقت هر يك از نامه هاي كارو قطره اشك كوچكي ست از درياي بغض فروخورده مردم ... كارو سعي كرده از طريق نوشتن نامه به شخصيت هاي واقعي يا خيالي حرف دل خودش رو كه در چهارچوب كلي حرف دل مردمه ، بيان كنه ... همون جور كه متوجه شديد اين نامه ها هيچ وقت به دست گيرنده اي كه كارو براش مينويسه نرسيده ... بلكه به دست گيرنده هاي اصليش رسيده كه همون مردمي هستند كه كارو به نمايندگي از اونها مينويسه . تا شايد تسكيني باشه براي دل پر غصه شون ... «نامه يك حروفچين به مدير يك مجله» رو بعنوان اولين نامه انتخاب كردم چرا كه از اقشار مختلف يك جامعه طبقاتي صحبت به ميون آورده... چون اين نامه همون جور كه از اسمش بر مياد از زبان يك حروفچين روزنامه ست و چون در يك روزنامه صفحات با موضوعات مختلفي (سياسي ، فرهنگي ، اجتماعي ، اقتصادي و ... ) وجود داره ، ميتونه ديد جالبي درباره وضع كلي يك كشور بهمون بده ... اين يكي از زيركي هايي ست كه آقاي كارو در نوشتنش بكار برده ... يعني انتخاب بسيار دقيق و حساب شده روايت كننده داستان ... ( در صورتي كه در نامه هاي ديگر بيشتر از مشكلات يك قشر حرف زده ) ... چون قصد دارم يه نقد كوچولو روي آثار كارو بنويسم (در حد فهم خودم ) ، مقدمه رو زياد ادامه نميدم ولي سعي ميكنم اول هر نامه يه توضيح مختصر درباره هموم نامه براتون بنويسم ... نامه هاي كارو رو بخونيد چرا كه آروم آروم ميخوايم با انواع طرز تفكر ها و انواع عرفان ها آشنا بشيم تا به هدفمون كه انتخاب بهتر هست نزديكتر بشيم ... اميدوارم خوشتون بياد ... ( (البته كارو شعرهاي قشنگي هم داره كه به مرور براتون مينويسم ) نكته مهم 1 : بسياري از شعرها و نامه هاي كارو با فلسفه من جور نيست ولي چون ميخوام آرشيومون كامل باشه مينويسم ... بعدا بيشتر راجع بهش صحبت ميكنيم ... نكته مهم 2 : چون كتاب من نسخه قديمي هست بعضي كلمات بد چاپ شده و خوندنش خيلي دشواره يا اينكه بعضي از كلمات الان رايج نيست ... به همين خاطر اگه با كلمات نامانوس برخورد كردين به گردن من نندازين :) ...
مرگ دنيا ها دلم دنياي فريادي فسرده ست كه روحش را سكوت مرگ خورده ست منال اي دل ! اگر مردست دنيات در اين دنيا چه دنياها كه مردست سرنوشت خدايا چون نوشتي سرنوشتم ؟ كه بخت از من رميد از بس كه زشتم زبانم لال اگر خط تو بد بود تو ميگفتي خود من مينوشتم ! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 9 دی1383ساعت 0:9 قبل از ظهر توسط نصیر
|
|
||