تبليغاتX
عطر اندیشه های بهاری - سلام
بدون شرح
سلام گلم ... خوبی ؟ :)

چهارشنبه منتظر باش میام :) ...

تقدیم به تنها گل زندگیم ...


ابری نیست.
بادی نیست.
می‌نشینم لب حوض:
گردش ماهی‌ها، روشنی، من، گل ، آب.
پاكی خوشه زیست.
مادرم ریحان می‌چیند.
نان و ریحان و پنیر، آسمانی بی ابر، اطلسی‌هایی تر.
رستگاری نزدیك: لای گل‌های حیاط.
نور در كاسه مس، چه نوازش‌ها می‌ریزد!
نردبان از سر دیوار بلند، صبح را روی زمین می‌آرد.
پشت لبخندی پنهان هر چیز.


روزنی دارد دیوار زمان، كه از آن، چهره من پیداست.
چیزهایی هست، كه نمی‌دانم.
می‌دانم، سبزه‌ای را بكنم خواهم مرد.
می‌روم بالا تا اوج، من پرواز بال و پرم.
راه می‌بینم در ظلمت، من پرواز فانوسم.
من پراز نورم و شن.
و پر از دارو درخت .
پرم از راه، از پل، از رود، از موج،
پرم از سایه برگی در آب:
چه درونم تنهاست.

 

شاد باشی ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 اردیبهشت1384ساعت 8:5 بعد از ظهر  توسط نصیر  |